زلزله ی ویرانگر آذربایجان شرقی

 

شنبه بعد از اینکه اولین زمین لرزه شدید رخ داد ما همه رفتیم تو خیابون.

همه ترسیده بودن همه داشتن پچ پچ میکردن که در لحظه ی زلزله چیکار میکردن که یهو دومین زلزله که پس لرزه نبود بلکه یه زلزله ی حسابی بود و 14تا17 ثانیه طول کشید تا تموم شه رخ داد!!

در طول این مدت من شاهد کج و معوج شدن ساختمونمون و بقیه خونه های اطراف بودم ...

صحنه های بدی بود ...

صدای ترک برداشتی دیوارا و شکستن شیشه ها همه جا رو گرفته بود اما خوشبختانه خرابی کلی نداشتیم تو محلمون....

حالا محله ی ما که یکی از خلوت ترین و دنج ترین محله هاس شده بود مثه مرکز شهر و کلی ماشین و آدم با عجله اینطرف و اونطرف میرن....

در عرض 20 دقیقه ای که گذشت من شاهد 10 تا تصادف وحشتناک درست تو خیابون جلوی ساختمونمون بودم...

بابام خونه نبود وقتی رسید میگفت که تو شهرا و روستاهای اطراف وضع از اینم بدتره!!

درسته با توجه به رخ دادن این حوادث در روز تلفات کمه اما.....

بازم خیلیا هستن که موندن زیر آوار؛بخاطر همین من و بابام که عضو هلال احمریم به صورت داوطلبانه و فعال بودیم رفتیم بیرون تبریز تا ببینیم وضعیت از چه قراره....؟؟؟

خدایاااااا....

اون صحنه ها و ویرانی هایی که من دیدم و اون جسدایی رو که جلو چشمام از زیر خاک آوردن بیرون، دنیا رو رو سرم خراب کرد...

یکم بعد از این که ما رسیدیم مشغول دادن کمک های اولیه به مردم بودیم؛ پس لرزه ها شروع شد ....به همون قدرت و ویرانگری زلزله ی اصلی !!!

یکی پس از دیگری به فاصله ی نیم ساعت کل زمین رو صدای وحشتناکی لرزوند و باقی مونده ی خونه هارم به سرنوشت بقیه دچار کرد...

اون موقع بود که تعداد خونه های آسیب دیده و ویران شده اضافه شد.....

درست جلو چشام یه خونه از وسط نصف شد و ریخت رو زمین...

جاده نشست کرد و کلی از دیوارا با صدای وحشتناکی ریختن رو زمین....

وسایل امدادمون موند زیر آوار که برا بیرون آوردنشون با بیل کلی جون کندیم....

حالا شما فک کنین وقتی یه آدم بمونه زیر اون همه خاک که حتی نتونی از بیل برا بیرون آوردنش استفاده کنی؛چطور میشه با دست و خیلی زود بیرونش آورد؟؟؟؟؟!!!

الان که دارم اینا رو مینویسم وقتی اون صحنه ها یادم میاد احساس میکنم دارم خفه میشم...

تعداد پس لرزه ها حالا به 150 تا یا حتی بیشترم رسیده که حدودا" 50 تاش بالای 4/5 ریشتر بودن ...

همه مردم تبریز وحشت زده ن !

جوری که حتی شب رو بیرون تو پارکا خوابیدن همه منتظر یه خبرن که کی قراره همه ی اینا تموم شه ولی حتی نمیشه گفت کی قراره تموم شه... هر آن امکان داره یه زلزله شدیدتر شروع بشه....

خدا میدونه اون 250 نفری که کشته شدن چقد زجر کشیدن و

یا اون 2000 نفری که زخمی شدن چطور دارن با دردی که دارن مبارزه میکنن؟؟

یا کل آدمایی که از حالا باید از اول شروع کنن و زندگیشونو بسازن ؛چطور میخوان شروع کنن...؟!

یا اون بچه هایی که تا دیروز تو کوچه و خیابون بازی میکردن و شاد بودن حالا که یتیم شدن با غم بی پدر ومادری قراره چطور سر کنن؟!

/ 6 نظر / 22 بازدید
rmansuri

باسلام خواهر گرامی بسیار زیبا و مطالب عالی عالی بود

یه آشنا

مادامی که مردم آذربایجان در حال بیرون آوردن اجساد مردگان از زیر آوار ها هستند صدا و سیمای شبکه ی 3 بیخیال خنده بازار بجای تسلیت پخش میکند رهبر ماهم بجای تسلیت به مردممان برای فلسطین فتوا میدهد؟! کشور ما بی منت برای مردم غزه کمک میفرستد اما برای هموطن خود منت میگذارد خدایا تو خود شاهد باش

میلاد

تسلیت میگم به همه ی آذری ها[گل]

ترکان

بیچاره ها واقعاً خدا بهشون صبر بده.آمین.یاشاسین آذربایجان.مهسا جون نمیدونستم که هم زبون هستیم.

همسفردل

منم از ته قلبم تسلیت می گم به اذری های مهربون و دوست داشتنی خدای بزرگ بهتون صبر بده[گل]

Noora

Salam Mahsa jan man bare avale be webet miam Nemidunestam to azari hasti !!!!!!1 az samiiiiiiiiiiime ghalb baraye hamatun 2a mikonam . l Be hameye afrade azarbayejan as samime ghalb tasiat migam